مرتضى مطهرى

119

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اين نحو تحليل در ماهيت حركت و هم اينكه هر طبيعتى داراى دو نوع فرد است : « آنى » كه بالقوه و بالفرض است ، و « زمانى » كه بالفعل و عينى است ، و اينكه طبيعت در حالى كه ساكن است ( هر چند سكون در طبيعت يك امر نسبى است ) داراى يك نحو وجود است و در حالى كه متحرك است داراى نحوه ديگر از وجود ، و هم اينكه فرد مادى كه متعلق به عالم مكان و زمان است همواره وجودى است ممتد و كشش‌دار به امتداد زمان ، و اين فرد در محدودهء هيچ نوع از انواع ، محبوس نيست و در عين حال جامع مراتب انواع لايتناهى است ؛ يكى از مهمترين مسائل فلسفى و از مفاخر فلسفه اسلامى است . اين نقطه ضعف در جواب بوعلى عجيب نيست زيرا با آنچه در كتبش مانند شفا و اشارات ذكر كرده مباينتى ندارد ؛ ولى در جواب بوعلى نقاط ضعف ديگرى ديده مىشود كه موجب شگفتى است زيرا با تحقيقات ديگرى كه براى خود او مسلّم است و در كتبش آنها را ذكر كرده مباينت دارد . مثلًا اجزاء بالفعل و اجزاء بالقوه را اين طور تعريف مىكند : « . . . هر جزء داراى وسط و دو طرف است . بعضى از اين اجزاء ممكن است كه به دو قسمت منقسم شوند و اينها اجزاء بالفعلند و بعضى به علت كمال كوچكى ممكن نيست كه به دو قسمت منقسم شوند و اينها اجزاء بالقوه‌اند . » اين جهت كه عملًا ممكن باشد يك جزء به دو جزء تقسيم شود ملاك بالفعل بودن نيست ، همچنانكه بالقوه بودن يك جزء ربطى ندارد به اينكه به واسطه كوچكى فوق العاده عملًا قابل انقسام نباشد ، بعد مىگويد : « آن كس كه مدعى است براى اجزاء جسم امكان تجزيهء بالفعل هست اعتراض بر او وارد است و اما آن كس كه مدعى است كه در بعضى مراتب ، انقسام بالفعل است و در بعضى مراتب ديگر ( به واسطه كمال كوچكى ) انقسام بالقوه است اعتراض وارد نيست . » اين نيز درست نيست . خود بوعلى در همه كتبش مدعى است كه همواره براى اجزاء جسم امكان تجزيه بالفعل هست ؛ و همچنانكه قبلًا گفتيم امكان تجزيه‌هاى متوالى و متعاقب بالفعل مستلزم هيچ محالى نيست زيرا چون تجزيه‌ها متعاقباً و در